بلافاصه بعد از اتمام بازی ایران وازبکستان ، امیر قلعه نوعی مقابل دوربین تلویزیونی قرار گرفت و در توجیه بازی ضعیف تیم ملی در نیمه نخست به اشتباهات فردی بازیکنان اشاره مستقیمی کرد، سر امد این غلط های فردی، گل دریافتی ما بود که به وسیله رحمان رضائی صورت گرفت ، اشتباهی که با خروج بی هنگام و بی برنامه رودباریان توام شد تا به سادگی هر چه تمام تر یک "اتو گل" مفت و مجانی را نصیب ازبک ها کنیم.
امیر راست می گفت اشتباهات فردی نقش به سزایی در بد بودن تیم ما داشت اما اولین اشتباه را کسی مرتکب نشد جز سر مربی تیم ملی کشورمان. ارنج پر غلط خط حمله و چیدمان اشتباه بازیکنان در زمین موجب این شده بود تا یک چهل و پنج دقیقه تمام، ایران تیم ضعیف میدان باشد و این ازبک های جنگنده بودند که بازی روانتری را ارائه دادند.
قلعه نوعی که در این چند وقت به علت ازدیاد بازیکنان توانمند در جناح راست دچار یک سر درگمی و دغدغه شیرین شده بود بالاخره انتخاب نهایی اش را انجام داد و در نهایت کج سلیقگی، بدترین حالت ممکن را انتخاب کرد، چرا که با وجود کعبی و کاظمیان به طور قطع خطیبی سومین گزینه برای ان نقطه محسوب می شود اما امیر در تفکرات خودش رسول را مرد ان منطقه فرض کرد و ان شد که پیراهن شماره 10 تیم ملی بر تن خطیبی گریه می کرد، شاید تقصیر رسول نباشد اخر ان پست ،بازیکن مخصوص به خودش را می خواهد و شماره 10 ما هرگز قابلیت های بازیکن لب خط و سانتر کننده را ندارد.
دقیقا همین مشکل گریبان رضا عنایتی را هم گرفته بود اما از شانس کم رضا، امیر 90 دقیقه تمام از او بد دفاع کرد و این بد دفاع کردن و بازی دادن موجب ان شد عنایتی یکی از ضعیف ترین یاران ما لقب بگیرد. ((رضا ثانیه به ثانیه ما را یاد جمله معروف دایی می انداخت که گفته بود؛ رضا بازیکن بین المللی نیست))
با شروع نیمه دوم و اصلاح یکی از همان اشتباهات و با ورود جواد کاظمیان تیم ملی ما به یکباره پوست انداخت، جواد موتور سمت راست تیم ملی را روشن کرد و با نفوذهایش علاوه برخطرات متعدد، گل پیروزی بخش ما را به ثمر رساند گلی که تا حدود زیادی خیال ما را از بابت صعود راحت کرد.
اما گزینه دیگری را هم می توانستیم امتحان کنیم؛
از جام ملت های سه سال قبل یک یادگار شیرین برای تیم ملی مانده بود و ان مثلث افسانه ای و فراموش نشدنی کعبی ، مهدوی کیا و کریمی است ، سه ضلعی ای که معمارش برانکو ایوانکوویچ بود اما در نهایت تعجب برانکو در بازی های مقدماتی جام جهانی و مرحله نهائی ان در المان این مثلث را نابود کرد.
به سمت چپ بردن کریمی تا حدود زیادی قدرت سمت راست ما را گرفت ، سمت راستی که همه زیبایی تیم ملی 2004 وام دار ان بود اما چرا برانکو ان را متلاشی کرد دیگر چندان مهم نیست، بلکه سوال روز این است که چرا قلعه نوعی ان را مجددآ احیا نمی کند؟
حسین کعبی با بازی های درخشانش در پرسپولیس و بعد از ان پیوستن به لستر سیتی ثابت کرد در امادگی کامل است و با وجود کریمی و مهدوی کیا ، قلعه نوعی می توانست این مثلث را مجددا راه اندازی کند اما او به سان برانکو، کریمی را به جناح کویری تیم ملی(سمت چپ) تبعید کرد و از مهدوی کیا در پست دفاع راست کار گرفت و در نهایت خست، کعبی را به نیمکت ذخیره ها منتقل نمود . در همین بازی با ازبکستان اگر کعبی جانشین خطیبی ضعیف می شد ایا به عنوان man of the match به جای کاظمیان انتخاب نمی شد؟
عقیده داریم اگر امیر در ابتدا در انتخاب مهره های کار امد در ان جناح بهتر عمل می کرد ما هرگز در مقابل ازبک ها به چنین مشکلی بر نمی خوردیم. به هر ترتیب از سد اولین رقیب گذشتیم اما این بازی به ما نشان داد در مراحل و مسابقات سخت تر نمی توان به خطیبی و عنایتی در ان پست ها چندان دلخوش کرد انان( مخصوصا عنایتی) همواره فوروادهای نوک بوده اند و قادر نیستند در لب خط و کناره ها قابلیت های خود را بروز بدهند.
فرض کنید قلعه نوعی دست به ترکیب تیم نمی زد و شرایط شرجی و گرمای هوا نفس ازبک های سخت جان و چغر را در نیمه دوم نمی گرفت و این تیم مثل همان نیمه نخست جنگنده و خستگی ناپذیر ظاهر می شد؛ ایا باز هم دسته گل زیبای برد مال ما بود؟
امید واریم در بازی مقابل چین ، امیر از اشتباهات این بازی درس عبرت گرفته باشد ، او یکی از بهترین گزینش ها رابرای 23 نفر انجام داده و حیف است حالا که کار اسانتری را دارد نتواند از بین ان 23 نفر به یازده مرد واقعیش دست پیدا کند. نیمکت ما انقدر غنی است که حتی می توان رحمان نا اماده را هم استراحت داد تا مبادا مجددا اشتباهات عجیب و غریب فردی اینگونه به سراغمان بیاید ، سید جلال حسینی مدافعی که فقط چند بازی ملی دارد در چنین بازی سختی به داد تیم ملی رسید و اثبات نمود در صورت اعتماد به چنین مهر ه هایی می توان حتی لژیونر های نا اماده را نیمکت نشین کرد.
نباید صرفآ به علت لژیونر بودن و یا اسم، مهره چینی کرد بلکه برای بردن می بایست بهترین ها و اماده ترین ها را به خدمت گرفت ؛ بازیکن اروپایی بودن و یا در سایپا و الشعب توپ زدن هرگز مهم نیست چرا که اگر گول چنین فاکتورهایی را بخوریم ارزوی 31 سال مان، چهار سال دیگر بزرگ تر می شود.

